درباره ی شیطان پرستی

 
یک تحقیق عالی برای فرقه ی شیطان پرستی 3
نویسنده : محمد امین کاظمی - ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩۱
 

  ) شیطان پرستی (قسمت سوم   

" لطفاً نظر خود را بنویسید"

شیطان پرستی در ایران***

کشور اسلامی ایران، به عنوان اصلی ترین هدف کشورهای استعمارگر، همواره مورد توجه آنان بوده است این کشورها با صرف استعمارگر، هزینه های هنگفت در صدد نابودسازی فرهنگ غنی ایران اسلامی هستند تا با تهی کردن فرهنگ اسلامی کشورمان به راحتی بر ما مسلط شوند، شیطان پرستان از جمله، جریانات و اعتقادات نابودگری است که متأسفانه در سال های اخیر در ایران شیوع سریع       داشته است.

 

 

نحوه ورود شیطان پرستی به ایران:

۱) شاید مهمترین عامل ورود شیطان پرستی به ایران را بتوان در سرمایه گذاری رسمی رژیم صهیونیستی درباره ی اشاعه ی مستقیم و غیر مستقیم شیطان پرستی در ایران خلاصه کرد.

۲) اقدام تأمل برانگیز و بسیار ناشیانه بعضی از مسئولین در صدور مجوز برای گروه ها، آلبوم ها و کتاب های اشعار موسیقی متالیک و رپ را نقش اساسی در جلب توسعه عموم مخاطبین جوان به این فعله انحرافی فراهم آورد.

۳) یکی دیگر از عوامل ورود شیطان پرستی به ایران رواج یافتن سیل جوانان به استفاده از موسیقی متالیک و ساز گیتار بوده است.

۴) ترویج نمادها و سمبل های شیطان پرستان که متأسفانه بسیاری از تولیدکنندگان محصولات فرهنگی هم به توسعه این نمادها کمک شایانی را می کنند داخل نشریات روی لباس ها و انواع لوازم التحریرها، ماسک ها، عروسک ها، تابلوهای تبلیغاتی، و همچنین بر روی زیورآلات بدلی یا طبیعی سمبل ها و تفکرات متد خدا را رواج می دهند.

وضعیت شیطان پرستی در ایران

امروزه تعداد فراوان شیطان پرستان در ایران و به خصوص در شهر تهران و به خصوص کرج موجبات نگرانی جوامع مذهبی را فراهم نموده است.

شیطان پرستی یا شیطان گرایی در کشور ما هنوز در دوره نمادین به سر می برد و به ایدئولوژی تبدیل نشده است. اما در کشورهای غربی با توجه به شبکه های فرامانسوری و نیز مبانی عرفان یهودی           (کابالا یا کابلا) به یک ایدئولوژی سیاسی و مذهبی تبدیل شده است و کاملاً به آرمان های صهیونیسم هماهنگی دارد.

نکته بسیار مهم:

با یک نگاه ادبی اجمالی در خواهیم یافت تولید کنندگان غربی بازی های کامپیوتری اهدافی چون ترویج خشونت، بی بندوباری شخصیت پردازی های خیالی و موهوی، خلق و خوی شیطان نی درنگی، معرفی، تبلیغ تلویجی و بعضاً صریح علائم و نشانه های گروه ها و فرقه های شیطان پرستی معرفی سربازان آمریکایی و صهیونیستی به عنوان جنگجویان برتر و شکست ناپذیر و غیره.. را دنبال می نماید.

پر واضح است، دیدن صحنه های خشونت، وحشت، برهنه و… با کودک پاک و خالی از ذهن و آماده همانند سازی چه خواهد کرد، این بازی ها فرزندانی پرخاشگر، انتقامجو، بی قید و بد نسبت به اخلاق انسانی و دینی و… را به ارمغان خواهد دانست.

انسانی که هنوز از واقعیت ها و حقایق جهان بشری ندارد و از همان دوران کودکی شخصیت های کاذب، خشن، سخت، انتقامجو و کینه ای را همانند سازی نماید.

آیا می تواند در سنین بالاتر انسانی با اخلاق و آداب انسانی و مثبت در جامعه باشد.

آیا او در دنیای حقیقی به دنبال پیاده کردن و اجرای آنچه که از دنیای مجازی آموخته است نخواهد بود!و؟

قطعاً اینگونه خواهد بود.

سربازان امروز آمریکایی که در عراق مشتاقانه و داوطلب دست به کشتار و وحشیگری می زنند کودکان دیروز آمریکایند که براساس اطلاعات و آمار به دست آمده براساس یک سناریوی دقیق و حساب شده با استفاده از همین ابزارها و بازی های کامپیوتر، فیلم های سینمایی و… برای چنین روزی تزبیت شده اند.

 

استفاده از بازی های کامپیوتری در ایران

استفاده از بازی های کامپیوتری در ایران از هر نوع و با هر محتوایی که باشد عبارتند از:

۱) ایجاد اضطراب و هراس در کاربر.

۲) ایجاد خلق و خوی خشن، تند و پرخاشگر.

۳) کینه ای و انتقامجو.

۴) بی قید و بند نسبت به ارزشهای اخلاقی و دینی.

۵) شکست پذیر و بی تعهد.

۶) متعهد برای بیماری های مختلف روحی و روانی.

۷) و بسیار بسیار دیگر.

«و بر ماست که بر ماست»

حال که دشمن، نسل و ذریه ما و آینده او را نشانه رفته بر ماست که هواشیان و هوشیارانه این دوره از تربیت فرزندمان را مدیریت نموده و این فناوری نوین را به درستی در اختیار او قرار دهیم و از شدت ضربات این تهاجم فرهنگی بکاهیم و آینده ای روشن توأم با نسلی سالم و ارزش راهبری نمائیم.

رواج شیطان پرستی در ایران

یک گروه تحقیقاتی نسبت به گسترش شیطان پرستی در جامعه هشدار داد و خبر داد که اکنون بیش از ۷۰ فرقه شیطان پرستی در کشور فعال هستند.

وجود این تعداد فرقه ی شیطان پرستی در ایران آهم فقط در ایران اگر فاجعه نام گذاری کنیم به جاست ما امیدواریم این خبر به همین جا ختم شود، اما متأسفانه فرقه ی شیطان پرستی آن چنان سریع عمل کرده بود، که نمونه ی این خبر هر شب و روز بر روی صفحات خبرنامه ها و سایت ها نظر خوانندگان را به خود جلب می کرد.

نکته: البته آنانی که درد این داشته به فکر جوانان این مملکت هستند گذشتن گذر از این خبر برایشان مشکل بود، چون وظیفه ی هر انسان فرهیفته ی متدینی را دو چندان می نمود.

نکته بسیار مهم:

یک ماه پس از نمایش تلویزیونی برنامه شوک در تلویزیون که در آن به عنوان شیطان پرستی پرداخته بود جانشین فرمانده نیروی انتظامی در نشستی خبری و با حضور خبرنگاران از فعالیت بیش از ۵۰ فرقه ی شیطان پرستی در کشور خبر داد.

سردار حسین ذوالفقاری با اشاره به این که بیش از سه هزار فرقه ی تخدیری و شیطان پرستی در جهان وجود دارد که حدود ۵۰ تا از آنها وارد ایران شده اند، گفت: نیمی از فرقه های وارد شده به کشور در حال حاضر فعالند و در رابطه با این موضوع، قریب به ۲۰۰ عنوان کتاب ترجمه و چاپ و توزیع شده است.

«سایت جام جم، دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸۷»

*«تشکیل فرقه ها در اسلام، مسیحیت، یهودیت و از بین بردن آنها»

* اسلام: از طریق رواج بهائیت، بعضی از فرقه ها عرفانی نو پا و فراماسونهای طیف قصد تضعیف دین اسلام داشته و دارد.

* مسیحیت: فراماسونری ها، گروه های به نام اوانجلیلیکالها (صهیونیست مسیحی) را رواج داده که اهداف و اعمالشان هم جهت با عقاید فراماسون هاست و این گروه ها تا حد زیادی هم موفق بوده اند. فراماسونا در واتیکان و بعضی از فرقه های کاتولیک هم نفوذ کرده اند.

* یهودیت: اکثر یهودیان بالاخص ساکنان اسرائیل جزء وابستگان تشکیلات ماسونی هستند. ارتباط یهود و فراماسونری ارتباطی دو طرفه است. یهود به رواج تعالیم ماسونی یا (کابالا) پرداخته و فراماسونری هم از یهود حمایت می کند.

نقشه:

توجه: اونجنیکال ها و (ندانجیلی ها)، واتیکان، بعضی از فرقه های پروتستان

اوانجیسم (صهیونیسم مسیحی (راست مسیحی) عده ی خاص از مسیح گرایان افراطی حامی اسرائیل هستند.

* ارتباط آمریکا با فراماسونری و شواهد آن

۱) برجسته ترین امضاء کنندگان اعلان استقلال آمریکا در سال ۱۷۷۶ همگی آن ها ماسون بوده اند.

۲) اکثر روسای جمهوری آمریکا در گروه های مخفی و ماسونی شامل (Masonry) (Bobe skull) (freemasonry) (Occull) (Illuminati) (society) عضو بوده اند.

۳) نحوه ساختمان ها و ساخت بناها شهر واشنگتن (پایتخت آمریکا) که اولین ساختمان مورد بحث (وزارت جنگ آمریکا که به شکل ۵ ضلعی           ساخته شده.

۴) وجود چندین نما Obelisb در نقاط مختلف آمریکا علی الخصوص روبه روی کاخ سفید و بنای باربود جرج واشنگتن.

۵) پرچم کنونی کشور آمریکا که از ۱۳ خط سفید و قرمز تشکیل شده که عدد ۱۳ یکی از اعداد مقدس شیطان پرستان (ماسون ها) مثل عدد ۶۶۶ یا عدد ۳۳ با عدد یک یا طرح های اولیه یا پیشنهادی برای پرچم آمریکا این بود که ( به چشم جهان بین توجه فرمایید که در وسط و کناره ستاره های قرار گرفته.

 

۶) وجود علائم ماسونی روی اسکناس یک دلاری آمریکا تصویر جرج واشنگتن اولین رئیس جمهور امریکا وجود در دایره در پشت این اسکناس عکس عقاب، ستاره داوود یا ستاره شش گوش که با ۱۳ ستاره ی کوچک طراحی شده و در یک پای عقاب ۱۳ عدد تپر یا پیکان وجود دارد و در پای دیگر ۱۳ برگ زیتون وجود دارد در وسط این تصویر نیز پرچم آمریکا با ۷ خط طراحی شده است. درون تصویر هرم و چشم می باشد این تصویر در شش سال طراحی آن به طول انجامیده.

۷) عضویت (جرج بوش و جان کری دو رقیب در یک گروه) هر دو رقیب انتخاباتی ریاست جمهوری سال ۲۰۰۴ آمریکا در گروه مخفی ماسونی

۸) سخن دونالد رامسفلد (وزیر جنگ سابق آمریکا)

انسان هیچ گاه مانند زمانی که در محراب فراماسونری زانو به زمین می زند و دعا می کند به خدا نزدیک نمی شود که اشاره آن به خدا دروغی بیش نیست.

۹) مجسمه آزادی آمریکا

* ارتباط اسرائیل با فراماسونری و شواهد آن

۱) پرچم اسرائیل الف) ستاره شش گوشه که فراماسونرها آن را مقدس می شمارند ب) علامت نیل تا فرات: این علامت به صورت ۲ نوار آبی رنگ در دو طرف ستاره شش گوش دیده می شود که وسعت سرزمین پادشاه سلیمان را از دیده یهودیان نشان می دهد.

۲) دادگاه عالی اسرائیل در بیت المقدس: الف) در طراحی ساختمان این دادگاه، در سقف یکی از قسمت ها، هرم و چشم جهان بین ساخته شده است. ب) یکی دیگر از بناهای دادگاه یک Obelisk (یک علامت معروف مصری و ماسونی است.) که دقیقاً مشابه بنای یادبود ماسونی جرج واشنگتن در آمریکا کوچکتر از آن می باشد. ج) قوانین حاکم بر کتابخانه دادگاه مشابه قوانین ماسون می باشد.

۳) بناهای ماسونی در شهر ایلات (Eilat) در اسرائیل الف) یکی از میادین شهر ایلات اسرائیل که آن نمادهای هرم و چشم جهان بین، پرگار و گونیا و سایر علائم ماسونی دیده می شود.

۴) تلاش برای تخریب مسجد الاقصی و ساخت معبد سلیمان

۵) حمایت همه جانبه کشور ماسونی آمریکا از اسرائیل

* ارتباط سازمان ملل متحد با فراماسونری و شواهد آن

۱) اهدای زمین سازمان ملل متحد از سوی یکی از افراد خانواده ی ماسونی و یهودی الاصل رالفلر به نام جان راکفلر انجام شد.

۲) آرم سازمان ملل متحد

 

 

 

 

آرم ماسونی سازمان ملل متحد در شکل به ۳۳ قطعه کره زمین و ۱۳ برگ (بدون شاخه) و                 رنگ آبی آرم

۳) معماری داخلی سازمان ملل متحد، مثل ترتیب چیده شدن صندلی ها، شبیه معماری لژهای فراماسونری است.

* ارتباط واتیکان با فراماسونری و شواهد آن

۱) وجود علامت ماسونی Obelisk در میدان مرکزی واتیکان که یک علامت ماسونی است و از مصر باستان اقتباس شده و هیچ ارتباطی با مسیحیت ندارد.

۲) ارتباط بسیار حسنه و اتخاذ مواضع صهیونیستی از سوی تعدادی از پاپ ها از جمله پاپ جدید         (بند یکت شانزدهم)

 

 

 

بیشتر بدانید…

«واتیکان به عنوان پایتخت مسیحیان کاتولیک جهان مطرح بوده است اما واتیکان که در قرون گذشته همواره دشمن اصلی «شوالیه های معبد» و «فراماسونرها» مطرح بوده به نظر می رسد که امروزه تحت سیطره ی فراماسونری قرار گرفته است.

* ارتباط بهائیت با فراماسونری و شواهد آن

نکته: یکی از فرقه های منحرف است که با حمایت دولت های ماسونی و با هدف تخریب دین            مبین اسلام.

۱) مرکز فرقه ی بهائیت و ماکن به اصطلاح زیارتی آن در اسرائیل و به خصوص شهرهای (عکا و حیفا) واقع شده است.

۲) سران بهائیت و کشور ماسونی اسرائیل از ابتدا روابط علنی نزدیکی با یکدیگر داشته اند. به عنوان مثال: جمله ای از (رومیه ماکسول) همسر آمریکائی (شوقی افندی) از رهبران بهائیت که گفته است. سرنوشت و آینده ی اسرائیل و بهائیگری چون حلقه ی یک زنجیر به هم پیوسته است.

۳) گزارش ساواک از محفل بهائیان به تاریخ ۷/۳/۱۳۴۷

نکته: عباس اقدسی (از افراد برجسته بهائیت) گفت: که دولت اسرائیل در جنگ ۴۶ و ۴۷ قهرمان جهان شناخته شد و ما جامعه ی بهائیت فعالیت این قوم عزیز یهود را ستایش می کنیم..

۴) روابط عمومی عباس اقدسی با گروه های ماسونی (سفر آن در سال های ۱۹۱۱ – ۱۹۱۳ به اروپا و آمریکا.

۵) اولا در میان نخبگان فراموسونری ایران، نسبت بالائی که بهائیها وجود دارد افراد همچون علیقلی، نبیل الدوله و از همه مهم تر امیر عباسی هویدا

* فراماسونری طیف (shriner)

یکی از گروه های فراماسونری طیف (shriner) در آمریکا می باشد اعضای گروه ماسونی (shriner) طیف قبل از عضویت در این گروه می بایست در گروه های دیگر ماسونی شرکت کرده و مدارج بالا موسونی را کسب نمایند به طوری که تنها، ماسون های درجه ۳۲ به بالا می توانند وارد طیف (shriner) شوند در همین راستا فراماسونرهای طیف (shriner) همانند اعراب جاهلی عربستان در زمان قبل از بعثت حضرت محمد(ص) بت های همچون لات و غرر و… را مورد تقدیس قرار می دهند.

* نکته اعضای این گروه کلمه ی «الله» را به کار می برند.

۱) یکی از مسایلی که سبب شده است تا مسیحیان مفرقی، به دین اسلام تهمت زنند و اسلام را با فراماسونری مرتبط سازند استفاده ی فراماسون های طیف (shriner) از کلمه ی «الله» در دعاهایشان است.

۲) فرامانسوری های طیف (shriner) علامت ماه و ستاره را نشانه المپاه جاهلی می دانند.

* نکته: همچنین این فراماسونرها فکر می کنند که دولت عثمانی در صدد نشر این افکار جاهلی بوده است.

و در این مورد علامت (ماه و ستاره) باید گفت که این علامت هیچ ارتباطی با دین اسلام ندارد. که منتا انتساب نادرست علامت «ماه و ستاره» به اسلام به زمان دولت عثمانی بر می گردد.

۳) حضور مجسمه ی فرعون در غار صیف

(shriner)

 

 

شیطان پرستی

شیطان پرستان گروهی هستند که شیطان را به عنوان قدرتی برتر و بسیار قوی و موثر- حتی به زعم و گمان آنان قدرتی فراتر از خداوند می پرستند در این اندیشه اند که، شیطان به عنوان نماد قدرت فراتر از خداوند می پرستند و حاکمیت بر روی زمین و برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار می گیرد. این نوع باور که دنیا را به عنوان دوزخ و جهنم حقیقی می شناسد، معتقد است که شیطان دوزخ را قانونمند می کند.

در نظر شیطان پرستان، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و ظلمت، از نیروها و اجنّه و ارواح پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می شود به عبارت بسیار خلاصه شیطان پرستی یعنی (پرستش قدرت یابد)

* الف) شیطان پرستی کهن

شیطان پرستی کهن به نظر عده ای به قبل از میلاد مسیح بر می گردد اما اصولاً شیطان پرستی کهن را مربوط به قرون وسطا می دانند.

شیطان پرستی قدیمی از لحاظ معنی و از لحاظ اعمال انجام شده، مسلماً با شیطان پرستی کنونی بسیار تفاوت دارد شیطان پرستی قدیمی استفاده از کمک شیطان در کارها زیان آور و کمک به برخی از پادشاهان در جنگ ها بوده است و حتی همسر پادشاه فرانسه در قرن ۱۳ میلادی برای نجات شوهر خود از مرگ مراسم شیطان پرستی قرون وسطایی را انجام داد.

* نکته: شیطان پرستی قدیمی اعتقاد دارد که شیطان وجود دارد و قدرت او عظیم ترین قدرت بر روی جهان است.

 

* ب) شیطان پرستی حال(جدید)

شیطان پرستی جدید بر خلاف شیطان پرستی قدیمی، اعتقادی به وجود شیطان خارجی ندارد بلکه شیطان را در طبیعت و در وجود هر انسانی می داند و اعتقاد دارد که این باطل هر کسی است که شیطان در آن وجود دارد.

مراسم شیطان پرستی جدید مراسمی است برای دعوت از شیطان باطنی و حس اهریمنی درونی که با اعمال جنسی، آرام و ارضاء می شود آنها جسم پرست هستند و اعتقاد دارند هر آنچه که وجود دارد مدیون آلت تناسلی آدمی است و دیگر این که انسان باید کامل قرض لذت جشمانی و جنسی را در این دنیا ببرد. آنها به زندگی پس از مرگ معتقدند؛ البته به این صورت که، بعد از مرگ روح کسانی که در دنیا لذت جسمانی لازم را نبرده اند، به این دنیا بر می گردد و لذت جنسی خود را کامل کند.

*نکته: در مراسم خود (شیطان پرستی) مخلوطی از اسپرم (آب منی) به همراه ادرار به عنوان آب مقدس بر روی حاضران پاشیده می شود، درست همانند آب مقدس در مراسم عشای ربانی مسیحیت.

شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی نماد می داند. این اندیشه به جهت این که معتقد است انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد، بیش تر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود.

در هر حال، این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است، که اکثر این شاخه ها دارای این اصول می باشد: شیطان پرستی جدید

۱) خدایی در شیطان پرستی وجود ندارد.

۲) روح و جسم غیر قابل دیدن است و هیچ جنگی بین خیر و شر وجود ندارد.

۳) خودپرستی به این معنا که خدایی جز خود انسان وجود ندارد و هر انسانی به تنهایی یک خداست

۴) اعتقاد به اصالت

۵) وابستگی به راه چپ، در برابر راه راست که راه خدایی است.

۶) ضد مذهب بودن؛ خصوصاً مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.

۷) عدم پرستش شیطان، زیرا معتقدند که شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.

۸) اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیا است و این خوشی خصوصاً لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و بر هر شکل آنها را ضروری است.

انواع شیطان پرستی:

نوع اول: شیطان پرستی فلسفی:

در نظر شیطان پرستان فلسفی: محور مرکز بت، عالم هستی، خود انسان است و بزرگ ترین آرزو را رستگاری این نوع از شیطان پرستان، برتری و ترفیع ایشان نسبت به دیگران است.

شیطان پرستی فلسفی عموماً خدایی برای پرستش قائل نیستند و به زندگی غیر مادی بعد از مرگ نیز عقیده ای ندارند.

در نظر شیطان پرستان فلسفی هر شخص خدای خودش است! آن ها با تکیه بر عقاید انسانی وابسته به دنیا، مطالب مربوط به فلسفه ی عقلانی را بیهوده می شمارند و به آن ها به دید ترس از مسائل ماورالطبیعی می نگرند و با همین طرز فکر، یک زندگی غفیم و تنها بر مبناهای به اصطلاح خودشان جهان واقعی را برای خود تشکیل می دهند.

جالب به این است که از همه  مذهب لاوی یک شیطان پرست فلسفی و نجیل و کلیسای شیطان از جمله هستند که خواهد گفته شد.

 

شیطان پرستی دینی:

شیطان پرستی دینی، اغلب مشابه گرایش های شیطان پرستی فلسفی است؛ اگرچه معمولاً پیش نیازی برای خود قائل می شوند و آن پیش نیاز این است که شیطان پرست باید یک قانون ماوراء الطبیعی را که به وسیله ی شیطان شناخته می شوند قبول داشته باشد.

معمولاً شیطان پرستی دینی، خدایشان را از ادیان قدیمی مصر باستان و بسیاری از الهه های باستان بین النهرینی وبعضاًازالهه های رومی و یونانی اقتباس کرده اند. بقیه شیطان پرستان می گویند: ادعای پرستش خدای اصل رادارندولی بیشترشیطان پرستان میگویند:خدای معبودآنها درواقع قدمتی بسیار طولانی دارد.

نوع سوم: شیطان پرستی گونیک

خطرناکترین گروه شیطان پرست، همین دسته به حساب می آید، تا آن جا که از این گروه به شر پرستان تعبیر می شود. این فرقه از شیطان پرستان به دوران تنتیثی عقاید مذهبی از طرف کلیسا مربوط می شوند.

در هر حال، شیطان پرستی نزدیکی زیادی به جادوگری دارد و دنیای آن پر از افسانه های گوناگون، شیاطین متعدد و افراد مختلف خصوصاً جادوگران و در ارتباط آن هاست.

*نکته: کلیسای کاتولیک و نهاد مستهلک آن، طی حدود ۱۰ قرن فجایع اخلاقی، عقیدتی و سیاسی اجتماعی و اقتصادی را علیه غرب به راه انداخت. پس از اقدام مارتین لوتر و کاین در اعلام خریداری شدن جهنم و اعترافات شدیداللحن دیگر به نظام کلیسای سنتی، جامعه مسیحیان به صورت افسار گسیخته و با جهتی کاملاً غیر دینی رویکردهایی را نسبت فوق اتخاذ کردند.

در واقع می توان گفت که شیطان پرستی یک نوع یا جنسی «سراب فلسفی» است چرا که گفته می شود (او در استفاده از لغات تبحر خاصی داشته شیطان پرستی یک طلسم که ژرفای عقلانی از خدای ساخته توسط بشر است.

*نکته: عالمان مسیحی بر این باورند که نمی توان هرگز از شیطان تبعیت نکرد؛ چون که هیچ کس معصوم نیست (برای مثال، رستگاری با کسب امنیت برای خود هر چند به دیگران ضرر رساند) حتی کسانی از فلسفه خود پرستی تبعیت کرده و تلاش شده است به دست آورند عنوان خوبی فقط برای خودشان شناخته شده است.

*نکته:

در سایت تهران شیطان پرستان به نقل از کتاب شیطان (صفحه۵۲) آمده است.

«شیطان پرستی، روشنایی سپید یک مذهب نمی باشد، بلکه مذهبی بخری، دنیوی و شهوانی است که همه این قاعده توسط شیطان می باشد و همه این ها در تاریکی مطلق یافت می شود. تاریکی مطلق را یکی از رهبران گروه شیطان پرست این گونه توضیح می دهد:

«مراسم تاریکی: تقریباً یک ساعت به طول می انجامد و انجام هرکاری رضایت شیطان در آن مجاز است و مثلاً سکس یکی از کارهایی است که باید در جمع، آن هم به مدرنترین و سخت ترین شکل ممکن صورت گیرد، برخی عقیده دارند کارهای ما وقیحانه و وحشیانه البته وحشتناک است، مانند این که برای مجاز است بعضی از افراد گروه قسمتی از اعضای بدن آنها را جدا و یا مجروح می کنیم. این کارها مورد پسند شیطان است که (در واقع هست) و ما مجبور به پیروی از آن قوانین هستیم»

«در این مراسم، هفته ای یک بار دیک شب خاصی و در هم جمع می شویم و مراسم مذهبی نزدیکی به شیطان را انجام می دهیم و بعد از آن تا صبح به تفریح و رقص می پردازیم1

 

" لطفاً نظر خود را بنویسید"


 
 
یک تحقیق عالی برای فرقه ی شیطان پرستی
نویسنده : محمد امین کاظمی - ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩۱
 

(قسمت دوم(

 

" لطفاً نظر خود را بنویسید"

 

پیروان شیطان

حضرت امیرالمومنین حضرت علی(ع) در خطبه ۱۹۴ نهج البلاغه در معرفی سیمای منافقان فرمودند: منافقان با اظهار یأس می خواهند به مطامع خویش برسند و بازار خود را گرم سازند و کالای خود را بفروشند، سخن می ویند اما به اشتباه و تردید می اندازند، وصف می کنند اما می فریبند در آغاز راه را آسان و سپس تنگناها به بن بست می کشانند آن ها یاران شیطان و زبانه های آتش جهنم می باشند آنان پیروان شیطانند و بدانید که پیروان شیطان زیان کارانند.

قرآن در تعبیر خوب شیطان می فرماید: کسانی که شیطن بر دل آنها سخت احاطه کرده که فکر و ذکر خدا را به کلی از یادشان بر آنان پیروان شیطانند و ای مومنان بدانید که به یقین خوب شیطان از زیانکارانند و حضرت علی(ع) که اشاره به طلعه و زبیر به آنها می فرماید: آگاه باشید که شیطان خوب خود را گردآورد و با فریب های جمعی بی خبر ناآگاه را از پیاده و سواره به خود جلب کرده است.

نکته: کسانی که تحت لوای شیطانند یا زیر پرچم اویند اولاً رهبری او را از نظر اعتقادی پذیرفته اند، ثانیاً از نظر عمل، شیطان را شریک خدا در اطاعت شمرده اند یعنی عملاً پیروان فرمان اویند.

(تفسیر نمونه/ج۱۱/ص۴۰۰)

بعد از دوستان شیطان، طیفی دیگر هستند که از مرحله دوستی گذشتند به برادری با شیطان رسیده اند که به تعبیر قرآن اسرافگران در این مرحله برادر اویند و در سوره اسراء آیه ۲۷ خداوند می فرماید که «همانا اسرافگران  برادر آن شیطانند» مردمان مسرف پیروان شیطانند و راه آن ها را پیمایند. به کسی که ملازم سفرات می گویند «اخوالسفر» یعنی برادر سفرو و کسی که تابع شیطان است می گویند «اخ الشیطان» یعنی برادران شیطان

۱) ترجمه تفسیر مجمع البیان/ج۱۴/ص۱۲۶

را بطه بین شیطان و انسان

نیروی خیال، بنیاد درویی و برخلاف حق و حقیقت است نیرویی است که از راه شبهه، خلل به حکم عقل وارد می آورد و از نظر ضعف نیروی اندیشه چه بر سئوال طبیعت و فطرت بشری و یا از نظر تفکیک و جدا بودن از حق و حقیقت و انتقاد به آن سبب ازدیاد نیروی وهمی می شود و روشن است نیروی وهمی در کارهای حسی نمی تواند در مقام رویارویی با اندیشه برآید ولی در امور عقلی و عقلانیت هر چه زیاده نظری باشد بیش تر می تواند از راهی استناد کند و حکم خیال  را بهبود بخشد.

تشکیل شیطان پرستی

فراماسونری چیست؟

کلمه ماسون (mason)  یعنی بنّا فراماسون (fareemason) یعنی بنّا آزاد.

در واقع می توان گفت: فراماسونری یک تشکیل منظم جهانی است که بر ارکان دولت های جهان و اکثر وجوه زندگی سیاسی، اعتقادی و فرهنگی جوامع سلطه یافته است.

کسی که عضو فراماسونری است، ماسون یا فراماسون نامیده می شود.

ساختمانی که مرکز فعالیت ماسونها لژ نام دارد.

یکی از بزرگترین اهداف گروهای ماسونی این است که زمینه را برای حکومت فردی از بین ماسون ها با عنوان ضد مسیح (Antichrist=  وجال، یا به تعبیر  بعضی از گروه های ماسونی، فرعون جدید (New pharaon) آماده کنند.

همه افراد فراماسونری متفق رأی هستند که مسئله یک توطئه است که این توطئه از اواخر قرن هجدهم آغاز شده و تا به امروز هم با موفقیت تام ادامه دارد و هدف نهائی آن ایجاد یک حکومت جهانی «شیطانی» است و برای پیاده کردن آن در سراسر عالم به یک مبارزه وسیع و بی امان دست  زده اند.

بیشتر بدانید…!

کتاب «کمیته ۳۰۰ کانون توطئه های جهان» نوشته دکتر (جان کولمن) در این زمینه چنین می گوید: که دلیل موجودیت نظامهای پنهانی مانند سلحشور «اورتیلم» سنت جان و مرادان میزگرد و گروه میلز و سایر اجتماعات مخفی (ماسونی) چه می تواند باشد؟ اینان بخشی از زنجیره ی گسترده فرماندهی سلطه گری جهانی را تشکیل می دهند که از باشگاه رم «سازمان ناتو» موسسه ی سلطنتی امور بین المللی تا سرسلسله ی توطئه گران، یعنی کمیته ی ۳۰۰ امتداد دارد این افراد و گروه ها به این اجتماعات پنهان و اسرارآمیز نیاز دارند. چرا که اعمالشان شیطانی است و بایستی از چشم جهانیان به دور بماند.

«منشأ فرامانسوری (کابالا) و سازمان های مخفی یهودی»

«کابالا»

حضرت ابراهیم(ع) دو پسر  به نام های اسماعیل و اسحاق(ع) داشت که فرزندان حضرت اسماعیل(ع) که آخرین آن خاتم الانبیاء محمد(ص) است. و فرزندان  اسحاق، یعقوب و فرزند یعقوب،         حضرت یوسف(ع) هستش که حسادتی که فرزندان یعقوب(ع) به یوسف کردن باعث شدن و با مشکلاتی که پیش آمد به مصر کشیده شد و به حکومت مصر درآمد و وقتی یعقوب(ع) با فرزندان خود یوسف(ع) را پیدا کرد در زندگی در مصر و قسمت هایی از زمین های مصر را به آنها داد. وقتی یوسف(ع) از میان بنی اسرائیل که نام اسرائیل را که خود حضرت یعقوب(ع) به خود اختصاص داده بود. به عنوان فرزندان بنی اسرائیل یعنی (بنده گان خدا) فرعون که حکومت می کرد با در نظر گرفتن بادوگرهای خود که همان«کابالا» معروف بودند از دست دادن حکومت خود می ترسید آنها را از مصر به بیرون انداخته یا به بردگی گرفت و بنی اسرائیل که معتقد به آن بودند که از میان خودشان کسی     می آید که حکومت را از دست فرعون می گیرد فرعون شروع به کشتن فرزندان بنی اسرائیل کرد و با خواست و اراده خداوند فرزندی به نام موسی در خود دامن فرعون بزرگ شد و وقتی به پیامبری برگزیده شد با جادوگرها و با حکومت فرعون به مبارزه برخواست و با معجزه هایی که از طرف خداوند به حضرت موسی داده می شد با کابالا مبارزه کرده و باعث شکست جادوگری های آنها       می شد و حضرت موسی(ع) با در نظر گرفتن آزار و اذیت بنی اسرائیل و با چند نفر از کابالاها که ظاهراً به موسی(ع) ایمان آورده بود از رود نیل رد شدن و با کارهایی که بنی اسرائیل مرتکب شدن با همان کابالاها خداوند آنها را در صحرا به عنوان چهل سال سرگردان راها ساخته و حضرت موسی شروع به آموزش دادن آنها کرد وقتی حضرت موسی از میان آنها رفت کابالا آن چیزهایی که خودشان یاد گرفته بودند و آنچه از حضرت موسی یاد گرفتن شروع کرده به شایعه پراکنی که موسی اصلاً پیامبر نبوده بلکه یک کابالا بود که به عنوان کابالا بزرگ  یا اعظم شخانه می شد که خود کابالا فراماسونری را تشکیل دادن تا به الان.

کابالا چیست؟

کابالا قباله ی نامی است که یهودیان آن را عرفان یهودی اطلاق می کنند و معنای آن کهن قدیمی    می باشد. بنیان گذاران آن مدعی بودند که این طریقت مکمل تورات است که در بردارنده اسراریست که خداوند به طور شفاهی و خصوصی به حضرت موسی(ع) ابلاغ کرده تا تنها در اختیار «قدم برگزیده» قرار گیرد.

 

مفهوم کابالا:

کابالا نامی است که بر قصوف یهودی اطلاق می شود و تلفظ اروپایی کباله غربی است؟ به معنی قدیمی کهن، این واژه به شکل کباله برای ما آشناست، پیروان آیین کابالا یا کابالیست ها این مکتب را دانشی هنری و پنهان خاخام های یهودی می خوانند و برای پیشینه ای کهن قایل اند، برای نمونه مادام پلاواشکی – رهبر فرقه ی تئوسوفی: مدعی است که کابالا در اصل کتابی است رمز گونه که از سوی خداوند به پیامبران آدم و نوح و ابراهیم و موسی نازل شده و حاوی دانشی پنهان قوم بنی اسرائیل بود.  به ادعا  یلاواشکی، نه تنها پیامبران بلکه تمامی شخصیت های مهم فرهنگی و سیاسی و حتی نظامی تاریخ چون افلاطون و ارسطو و اسکندر و غیره دانس را از این کتاب گرفته اند.

مادام یلاواشکی برخی از متفکران غربی چون اسیب نوزا و بیکن و نیوتون را پیروان ایین کابالا می داند. و آقای شهابزی: در این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیس، بلکه برای قصوف یهودی به عنوان یک مکتب مستقل فکری، پیشینه  بدی نمی توان یافت.

بسیاری از مفاهیم کابالا شکل عبری مفاهم رایج در فلسفه و عرفان اسلامی است در واقع اندیشه پردازان مکتب کابالا به دلیل  زندگی در فضای فرهنگی اسلامی و آشنایی با زبان عربی، به اقتباس از ستون مفصل عرفان اسلامی دست زدند و باتا ویل های عود به آن روح و صبفه یهودی  دادند. این کاری است که یهودیان در شاخه های متنوع هومخه (حکمت)، کدش (قدس)، نفش (نفس)، نفش مدبرت (نفس مدبره)، نفش سیفلت (نفس عاقله) نفش حی (نفس حیات بخش) روح و… در کابالا اشاره کرد.

مکتب کابالا نیز به دو بخش حکمت نظری و حکمت عملی تقسیم می شود، در قصوف کابالا،  بحث های مفصلی درباره ی خداوند و خلقت وجود دارد که مشابه عرفان اسلامی است به ویژه در تأکید فراوان آن بر مفهوم نور و مراحل تجلی آن، آنچه از زاویه ی تحلیل سیاسی حایز اهمیت است شیطان شناسی و پیام مسیحیان این مکتب است و دقیقاى این مفاهیم است که کابالا را به عنوان  یک ایدئولوژی سیاسی معنادار می کند.

این ادعا که شیطان پرستی به طور صرف یک دین و فلسفه است  در کنار معنای ضد آن تعریف می شود که چه چیزی به عنوان و یا کاری، حماقت و خطاهای مسیر اصلی فلسفه ها و ادیان ضعیف عمل می کند.

بسیاری از شیطان پرستان شیطان را به عنوان یک نیروی سرکش معرفی می کنند و ادعا می نمایند که چنین هویتی بر مبنای قبول کردن این که شیطان موجودی با قدرتی افضل است شکل می گیرد.

بیشتر بدانید…!

«فیبر دالیوت» مورخ یهودی، مصر باستان را خاستگاه کابالا می داند به عقیده وی ریشه های کابالا، سنتی است که بعضی رهبران یهودی در مصر باستان را آموخته و نسل به نسل به صورت شفاهی آن را انتقال داده اند.

 

در سده های چهاردهم میلادی هسته های فرقه کابالا در جوامع یهودی سراسر جهان به ویژه در بنادر ایتالیا گسترش یافت و از طریق ایتالیا که قلب جهان مسیحیت به شمار می رفت پیش گویی های اسرار آمیز درباره  ظهور قریب الوقوع مسیح(ع)  و استقرار سلطنت جهانی او به مرکزیت بیت المقدس رواج یافت و دربار پاپ و سایر کانون های فکری سیاسی دنیای مسیحیت را به شدت متأثر ساخت. در تمامی این دوران  منجمین (با نفوذ) یهودی یکی پس از دیگری درباره ی ظهور قریب الوقوع مسیح(ع) پیشگویی می کردند. از نیمه قرن پانزدهم میلادی کابالاست ها (افراد عضو فرقه کابالا)  یهودی به تدوین برخی رساله های کابالایی منطبق با زبان و فرهنگ مسیحیان دست زدند، از قرن (۱۶ و ۱۷) میلادی  به بعد فرقه کابالا در تمامی مراکز مهم قاره اروپا گسترده شد. بدینسان مکتب کابالا به نیروی متنفذ در میان مسیحیان بدل شد که بر آرمان های مسیحیای و صلیبی جدید دامن می زد و طلوع قریب الوقوع دولت جهانی اروپاییان را نوید می دادند. به تأثیر از این موج، بسیاری از متفکران اروپایی به این نتیجه رسیدند که باید آرمان ظهور مسیح را با مفاهیم رازآمیز شناخت و تنها منبع معتبر برای این شناخت رساله های یهودی کابالایی است.

*عمل کردهای فراماسونری (کابالا)  برای عقاید جنگ روانی

۱) گوساله پرستی بنی اسرائیل  به دنبال تأخیر حضرت موسی(ع) که برای دریافت پیام الهی به کوه طور رفته بود.

۲) ترویج تدریجی و پنهانی تعالیم مصری در بین بنی اسرائیل پس از درگذشت حضرت موسی(ع)

۳) وفات حضرت سلیمان(ع) و رواج جادوگری توسط کاهنان معبد

۴) ظهور حضرت عیس(ع) و آزار رساندن یهودیان به ایشان

۵) ظهور حضرت محمد(ص) و آزار رساندن یهودیان به ایشان

۶) شروع جنگهای صلیبی و رد و بدل شدن بیت المقدس بین مسلمانان و صلیبیان

۷) پیدایش فرقه ی کابالا و آموزش تعالیم شرک آلود

۸) نفوذ یهودیان و فرقه ی کابالا در اروپا و رواج تدریجی تعالیم کابالا در میان مسیحیت به وسیله ی پیشگویی درباره ی ظهور قریب الوقوع حضرت مسیح(ع)

۹) به دلیل ماهیت شیطانی تعالیم کابالا و مغایرت آن ها با تعالیم کلیسا، واتیکان در صدد مجازات و مقابله با شوالیه ها معبد برآمد و بسیاری از آن ها  را اعدام کرد.

۱۰)  با استقلال آمریکا در سال ۱۷۸۹ میلادی، اولین دولت با ارکان ماسونی شکل گرفت.

۱۱) تأسیس گیری سازمان ملل متحد با آرمانهای ماسونی در سال ۱۹۴۵ میلادی

۱۲) شکل گیری اسرائیل به عنوان آخرین بازوی فراماسونری در سال ۱۹۴۸ میلادی

*عقاید فراماسونری (کابالا)

۱) اعتفاد فراوان  به اومانیسم (انسان محوری)

۲) اعتقاد قوی  به آداب و رسوم مصر باستان که این مطلب کفرآمیز و شرک آمیز بودن عقائی آن ها را نشان می دهد.

۳) بزرگداشت شیطان و نمادهای شیطانی و همچنین الهه های ملل باستان از جمله ایزبس و اسیریبس (خدای مرگ)

۴) اعتقاد فراوان به ماترلیسم (ماده گرایی)

۵) اعتقاد به قدرت برتر در ماسون صاحب درجه ۳۳ (۳۳ مرتبه گروه های ماسونی که دارند به مرتبه قدرت شخصی که به مرتبه ۳۳ می رسد)

۶) اعتقاد راسخ به سلیمان نه به عنوان نبی بلکه به عنوان شاه سلیمان جادوگر و کابالای اعظم که       همان ماسون

۷) اعتقاد به ساخت معبد سلیمان به عنوان پایتخت عقیدتی در بیت المقدس قبل از ظهور ضد مسیح یا فرعون جدید که منجی شیطانی ماسونهایت.

۸) برقراری حکومت جهانی شیطانی به پایتختی معبد سلیمان در اورشلیم (بیت المقدس)

گروه شیطان پرستان

فراماسون ها احیا کننده جادوگری و شیطان پرستی در قاره اروپا  در قرن شانزدهم میلادی می باشند. گسترش سریع جادوگری و شیطان پرستی در اروپا در آن دوران مخصوصاً در بین زنان سبب شد تا در قرن شانزدهم و هفدهم میلادی در اروپا در جنبش پاکسازی جادوگری و شیطان پرستی بیش از شصت هزار نفر از جادوگران که اکثر آنها زن بوده اند اعدام شوند. در اوائل قرن نوزدهم بعضی از اشراف انگلستان به رهبری سرفرانسیس دا شود. گروه شسطان پرستان به نام باشگاه آتش جهنم را در شهر لندن تأسیس نمودند و از اوائل قرن نوزدهم شهر لندن مرکز شیطان پرستان در اروپا گردید. استفاده از مواد مخدر و انجام مراسم مبتذل جنسی، فعالیت اصلی این گروه های شیطان پرست را تشکیل می داد.

در دهه ۱۹۶۰ میلادی شیطان پرستی توسط سرمایه داران یهود مورد حمایت قرار گرفت و چند گروه شیطان پرست در انگلستان و ایالات متحده آمریکا به وجود آمد که معروف ترین آنها تشکیل «کلیسای شیطان» توسط آنتوان اس زاندی لاوی در شهر «سان رفانسیسکو» می باشد.

*نکته: یکی از ویژگی های این گروه اعضای جوان آنهاست که سن بیشتر آنها کمتر از بیست سال          می باشد و دیگری که در انگلستان معروف است مراسم هالووین است که همه ساله در شب ۳۱ اکتبر، کودکان و نوجوانان لباس های ترسناک شیاطین و جادوگران را به تن می کنند و در طول شب مردم را می ترسانند.

*** آنتوان اس زاندرلاوی یکی از رؤسای شیطان پرست

لاوی: موسس و کاهن اعظم کلیسای شیطان، نویسنده کتاب انجیل شیطانی و بنیان گذار شیطان پرستی لاوی، در ۱۱ آوریل ۱۹۳۰ میلادی در شهر تیکالو ایالت «ایلی نویز» متولد شد آنگاه به دبیرستان و دوران دروس مدرسه و در سن ۱۷ سالگی مدرسه را رها کرده و به نوازندگی و بعد در سال ۱۹۵۰ به عنوان عکاس در دایره جنائی پلیس استخدام شد. و در سال ۱۹۵۲ میلادی با «کارول لنسینگ» ازدواج کرد که نتیجه این ازدواج او یک دختر :کلارا لاوی» شد و در سال ۱۹۶۰ میلادی منجر به طلاق شد و با «این هگارتی» که شیفته ان شده بود که هیچ وقت با هم ازدواج نکرده و از آنها دختری  به نام             «زینا لاوی» منجر شد.

لاوی ارائه  سخنرانی های سری خود در شبهای جمعه را که (دایره اسرارآمیز) نامیده بود آغاز کرد که در همین آیین جدید به وی پیشنهاد آیین جدی شد.

در ۳۰ آوریل سال ۱۹۶۶ میلادی در حالی که «لاوی» سر خود را به عنوان رسم آئین جدید تراشیده بود بنیان گذار کلیسای شیطان را اعلام کرده و در سال ۱۹۶۶ میلادی را به عنوان «آنوسیطنس» سال اول عمر شیطان اعلام کرد و خود را کاهن اعلام آن خواند و چندی بعد انتشار کتاب (انجیل شیطانی) در سال ۱۹۶۸ میلادی به تعالیم کلیسای شیطان پرداخت (حرف آن در میان شیطان پرستان این بود که شیطان فرمانروایی زمین است) و بعد (آئین پرستش شیطان را گذاشت و در سال ۱۹۷۲ میلادی آن را انتشار کرد و در سال ۱۹۹۷ میلادی در ماه ۳۱ اکتبر در بیمارستان (سنت ماری) شهر سانفرانسیسکو بر اثر تورم ریه مرد.

نکته: روز مرگ لاوی به عنوان هالووین شناخته شد.

در این بخش از وسایل مخصوص از جمله الف) کدو از نمادهای جشن هالووین ب) ماسک ها و سورتک های شیطانی ج) لباسهای مخصوص جشن هالووین از نماد شیطان د) هم جنس بازی ۵) رقص و خیلی از چیزهای دیگر.

* شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسایر قوی تر و مؤثرتر از خداست. در شیطان پرستی، شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین است. قدرتی که به عنوان برترین قدرت در جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ بر شمرده می شود را قانونمند می کند. معنای شیطان پرستی «پرستش قدرت پلیدی» است.

* آنتوان لاوی در کتاب «انجیل شیطانی» شیطان پرستی را این گونه معرفی می کند.

زندگی در دنیا بر پایه دروغ است و همه باورهای مردم بر پایه ی همین دروغ شکل گرفته است که همه عادت کردند دروغ بگویند لذا اگر حرف راست هم بزنید کسی آن را باور نمی کند.

طبق عقاید شیطان پرستان، مرگ یگانه حقیقی است که راه فراری از آن نیست، لذا از نظر انتخاب نوع مرگ شیطان پرستان به دو دسته بسیار عمده تقسیم می شوند.

دسته اول: کسانی که خود آگاهانه مرگ و ماندن در جهنم را ترجیح می دهند.

دسته دوم: کسانی که منکر مرگ می شوند و به این گمانند که پرستش شیطان کفایت می کند تا آنان را از چنگال مرگ رها یی بخشد و عمری جاودانه نصیب آنان گرداند.

*** عرصه های شیطان پرستان

یکی از مهم ترین ابزارهای شیطان پرستی در جهت تبلیغ عقائد خود موسیقی است.

۱) موسیقی رپ:

Pup، فرهنگی که خصوصاً به جوانان سیاه و اقشار تحتانی در جوامع غرب تعلق دارد و از موسیقی سیاهان در محله های فقیر نشین برانکس نیویورک و تا حدودی هارلم شکل گرفته است.

۲) موسیقی متال:

متالیکا: در سال ۱۹۸۱ یک نوازنده ی درام به نام «لارس الرویچ» با انتشار یک آگهی، فراخوان تشکیل یک گروه هوی متال را اعلام کرد و پس از مدتی موفق به جذب افراد مختلفی شد.

فعالیت این گروه مانند سایر گروه های هوی متال، به صورت غیر قانونی زیرزمینی در ظاهر، اما در باطن با حمایت سازمان جاسوسی ایالات متحده آمریکا (سیا) با شعارهای اجتماعی و اعتراض ادامه و گسترش می یابد.

این گروه چند سال بعد پیشنهادهای بلک متال (Black metal) را نیز ادامه داد و ضمن ارائه آثار مختلف، زمینه را برای شکل گیری گروه های بعد فراهم آورد.

*نکته: متالیکا: در حقیقت صدارزش هایی را ارائه می دهد که شامل «بازگشت به تاریکی» است چون محور اصلی شیطان پرستان است. بی رحمی، تجاوزات، فحاشی، هجوم و…

*نقش موسیقی متال:

نقش حساس گسترش دامنه ی مخاطبان شیطان گرایی است، از سوی دیگر، با گذشت زمان خواننده گان متالیکا همه روزه بیش تر تمایلات شیطانی خود را آشکار می نمایند و بدین سان می توان آن ها را تنها عامل تبلیغ شیطان گرایی معرفی کرد.

*مرلین منسون؛ منجی شیطان پرستی

همان طور که اشاره شد، استفاده از موسیقی و به تجمع آن ماهور خوانندگان جدید به مشابه ی شیاطین نو، ظرفست های جدیدی را در اختیار شیطان پرستان قرار داد.

«برایان هاگ وارنر» نام اصلی فردی است که امروزه به «مرلین منسون» شهرت یافته است وی که اکنون علاوه بر هواداران چندین هزار نفری در نقاط مختلف جهان به عنوان شیطان بزرگ شناخته می شود که مورد پرستش قرار می گیرد او تا کنون توانسته است نقش یک منجی را برای شیطان پرستی ایفا کند، مرلین منسون نیزمانندسایرچهره های شناخته شده ی شیطانیسم چندین مرحله در طول عمرش برای مدت چند ماه یا هفته از نظرها دور شده و سپس با ارائه ی یک کنسرت بزرگ و با چهره جدید و البته مخیف تر از گذشته ظاهر شده وقتی این خواننده شروع می کند به خواند تا مدتی که یک کنسرت جدیدی و با یک غیبت تازه ای که خواهد انجامید آمار قتل و خودکشی در کل جهان به عوج می رسد…

*** نکته: بسیار مهم این است که مسخره کردن مقدسات به خصوص (اسلام و مسیح) یکی از ویژگی هایی که در فرقه شیطان پرستی یا شیطان است.

سبک موسیقی این، برخلاف نظر برخی سبک خاصی نیست و او سبک خویش را از Punk بازهای بزرگ می گیرد. او با استیل خاص خودش طرفداران زیادی کسب کرده که دیده می شود در کنسرت هایش برای او خودکشی می کنند که همین استیل برای او منتقدان زیادی به وجود آورده است.

*** عقاید او که همه آن ها در موزیک های او به نمایش در می آید این است که انسان پست ترین موجود خلق شده است که شیطان از انسان بالاتر است.

«صهیونیسم و دنیای غرب به دنبال سیاست در سینما»

سکولارییم، سعی می کنند تا از طریق سینما و اینترنت، فرقه ی شیطان پرستی را ترویج دهند امروزه هالیوود بزرگ ترین تولید کننده ی فیلم های سینمایی پُر هزینه در اختیار این سیاست قرار گرفته و با به کارگیری معروف ترین هنرپیشگان و با استفاده از پیشرفته ترین وسائل و تکنیک های سینمایی، نقش اول را در تولید فیلم های مروّج شیطان پرستی به عهده دارد.

نکته: فیلیپ برگ- موسس فرقه کابالا- نیز که در هالیوود حکومت می کند در خدمت این سیاست   می باشد، اوّلین فیلم تاریخ که در آن، حریم اخلاق شکسته شد، فیلمی است به نام «ماه آبی» که توسط شخص یهودی به نام «اتوپرینگر» در سال ۱۹۵۲ میلادی کارگردانی شد که برای اولین بار واژه هایی مانند آبستن و باکره را به کار برد.

در این فیلم هایی که هالیوود که هر روز به تعداد بی شماری وارد بازار می شوند و در اختیار افکار پاک بشری قرار می گیرند، به قدری تأثیر گذار و جذاب هستند که به سختی می توان از دام و تأثیرشان گریخت، تصاویری مملو از اوهام و خیالات که مرز بین حقیقت و رؤیا را شکسته اند و مشکل می تواند غیر واقعی بودن آنها را فهمید. افسانه مرلین، سه گانه ی ارباب حلقه ها و هری پاتر، فیلم۳۰۰ و خیلی از چیزهای دیگر برای مثال می توان گفت یکی از مقوله های مطرح شده در فیلم هری پاتر، بحث شیطان و نیروهای شر است جادگری در فیلم هری پاتر یک شخص یا همان هری پاتر یک پارچه که بر سر خود بسته است و آن راحتی بازی کند که شیطان در وسط آن پارچه قرار گرفته نماد خراب بودن بزرگان شیعه و یعنی اسلام است.

دلایل استفاده از موسیقی و فیلم (سینما)

الف) جازبه های مجازی و خیالی و توجه بیشتر بیننده و شنونده؛ مانند ایجاد فضا برای روابط آزاد دختران و پسران

ب) ارزان و قابل دسترس بود به آنها با توجه به ارتقای تجهیزات فنی تکثیر و توزیع

ج) حساسیت زادی از طریق نفوذ به خانواده ها، شرکت ها، اتومبیل شخصی، رایانه های شخصی و بالاخره گوشی های تلفن همراه.

نگارنده :امیر آدمی

نوشته ای از مدیریت سایت

 


 
 
یک تحقیق عالی برای فرقه ی شیطان پرستی
نویسنده : محمد امین کاظمی - ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩۱
 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

شیطان پرستی(قسمت اول(

 

" لطفاً نظر خود را بنویسید"

 

آیاتی درباره شیطان و شیطان پرستی

الم اعهد الیکم یبنی ءادم أن لا تعبدوا الشیطان لکم عدوّ مبین

ای فرزندان آدم، آیا با شما عهد نبستم که شیطان را نپرستید زیرا روشن است که او دشمن آشکار شماست…

ولقد أضلّ منکم جبلّا کثیرا أفلم تکونوا تعقلون

و بسیاری از شما را به گمراهی کشید، آیا هنوز هم فکر نمی کنید…

(سوره ی یس/آیه ۶۰ و ۶۲)

وجدتها و قومها یسجدون للشمس من دون الله و زیّن لهم الشیطن اعملهم فصدّهم   عن السبیل.

دیدم که خود و مردمش به جای خدای یکتا آفتاب را سجده می کنند و شیطان اعمالشان را در نظرشان بیاراسته است و از راه خدا منحرفشان کرده است، چنان که روی هدایت نخواهند دید.

(سوره نمل/آیه ۲۴)

«… و انّ الشیطین لیوحون الی اولیایهم لِیُجدلوکم و اِن أطلتوهم اِنّ کم لمشرِکون

و شیطان به دوستان خود القا می کنند که با شما مجادله کنند اگر از ایشان پیروی کنید از مشرکانید

(سوره انعام/آیه۱۲۱)

انّ الشیطن لکم عدوّ فاتخذوه عدوّا اِنّ ما یدعو جزَبه ولیکونو من اصحب

شیطان دشمن شماست او را دشمن گیرید او فرمانبران خویش را فرا می خواند تا همه از دوزخیان باشند.

(سوره فاطر/آیه۶)

مقدمه:

راهی برای اثبات وجود خدا، راهی است بسیار ساده و روشن که انسان با نهاد خدادادی خود آن را    می پیماید و هیچگونه پیچ و خم ندارد، ولی بیشتر مردم به واسطه اشتغال مداوم که با مادیات دارند و استفرافی که در لذایذ محسوسه پیدا کرده اند رجوع به نهاد خدادادی و فطرت ساده و بی آلایشی برایشان بسیار سخت و سنگین می باشد.

درک و شعور انسان که با پیدایش او توأم است در نخستین گامی که بر می دارد هستی خدای جهان و جهانیان را بر وی روشن می سازد؛ زیرا به رغم آنان که در هستی خود و در همه چیز اشهار شک و تردید می کنند و جهان هستی را خیال و پنداری نامند، ما می دانیم یک فرد انسان در آغاز پیدایش خود که با درک و شعور توأم است خود و جهان را می یابد؛ یعنی شک ندارد که خدا هست و چیزهای دیگری جز خدا هست و تا انسان است این درک و علم در او هست و هیچگونه تردید بر نمی دارد و تغییر نمی پذیرد.

قرآن کریم خداشناسی را از راه های مختلف به عامه مردم تعلیم می دهد و بیشتر از همه افکارشان را به آفرینش جهان و نظامی که در جهان حکومت می کند معطوف می دارد به مطالعه آفاق و انفس دعوت می نماید؛ زیرا انسان در زندگی چند روزه خود هر راهی را پیش می گیرد و در هر حالی که مستفرق شود از جهان آفرینش و نظامی که در ان حکومت می کند بیرون نخواهد بود و شعور و ادراک وی از تماشای صحنه شگفت آور آسمان و زمین چشم نخواهد پوشید.

در کتاب خدا (قرآن کریم) به این برهان اشاره می کند که:

«قالت رسلم أفی الله شکّ فاطر السموات و الارض»

آیا می شود در خدا شک کرد خدایی که آسمان ها و زمین را به وجود آورده، عدم را شکافته و   آسمان ها و زمین را پایدار ساخته است. (سوره ابراهیم، آیه۱۰)

ادیان

درباره کیفیت پیدایش ادیان مختلف آنچه براساس از مدارک اسلامی بدست می آید باید گفت: تاریخ پیدایش دین، همزمان با پیدایش انسان است و اولین انسان (حضرت آدم(ع)) پیامبر خدا و منادی توحید و یگانه پرستی بوده و ادیان شرک آمیز همگی در اثر تحریفات و اعمال سلیقه و اغراض فردی و گروهی پدیده آمده است.

از جمله تحریفهایی که در بعضی از ادیان آسمانی برای جلب جبّاران و ستمگران گرفته این است که دایره دین را محدود به رابطه انسان به خدا و احکام دین را منحصر به مراسم مذهبی خاص قلمداد کرده اند و مخصوصاً سیاست و تدبیر امور جامعه را قلمرو دین، معرفی نموده اند در صورتی که هر دین آسمانی، عهده دار بیان همه مطالبی است که مورد نیاز افراد جامعه برای رسیدن به سعادت دنیوی و اخرویشان می باشد و عقل انسانهای عادی بر شناختن آنها کافی نیست.

«دین» در آیات قرآن کریم:

که «دین» به شکل های مختلف؛ ۱۰۱ بار در ۸۷ و ۴۰ سوره قرآن کریم آمده است که غالباً به معنای «اطاعت« شریعت، حکم، قانون، اسلام، قیامت است.

آقای زمخشری دین را به معنی «جزا» پاداش «روز قیامت» «سیاست» «رأی» «سیرت» «عادت» «حساب» «قهر» «غلبه» «قضا» «حکم» «طاعت» «تسلیم» توحید و تصدیق به قلب و انفیاد به جوارح و پای بندی به اصول وحی نامیده است؛ مکتبه التجاریه الکبری ۱۳۷۳ ق ج ۱ ص ۵۵۲

«قرآن کریم سوره آل عمران آیه ۸۵ خداوند می فرماید که:»

«و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یفجل منه و هو فی الاخره من الخسرین»

(وهرکس جزاسلام،دین دیگری جویدهرگز از وی پذیرفته نشود و وی در آخرت از زیان کاران است.)

و در سوره اعراف آیه ۵۱ خداوند می فرماید که:

الذین اتخذ و دینهم لهوا و لعبا و غرّتهم الحیوه الدنیا فالیوم نفسهِم کما نسولِقاءیوم مهم هذا و ما کانوا بایتنایجحدون

همانا که دین خود را سرگرمی و بازی پنداشتند و زندگی دنیا مغرورشان کرد. پس همان گونه که آنان دیدار امروز خود را از یاد بروند و آیات ما را انکار می کردند ما هم امروز آنان را از یاد می بریم.

دین از نظر مسسیحیان و یهودیان

ژاک بوسوئه: روحانی متحهور کلیسای کاتولیک در قرن ۱۷ میلادی

«بوسوئه» (BOSSUE) (1704-1627) میلادی می گوید که اعتقاد عام دینی و لود فاسد هم شده باشد برای تأسیس اول ثابتی که از تزلزل در امان باشد کافی است. اهل دین بر این عقیده اند که هیئت درست اجتماعی و انتظام سیاسی بودن اتمام و کامل نمی شوند در این ادعای خود به تاریخ ملت ها استناد می کنند و به درستی نشان می دهند که در همه جا اساس متین برای تشکیل اول و اعم، این بوده است و بدین ترتیب ادیان را به سه قم تقسیم می کنند که عبارتند از:

۱) دین یهود که طرفداران آن در تمام گوشه های دنیا پراکنده شده اند که از جمله آنها فراماسونری

۲) دین مسیحی که اکثریت طرفداران آن در اروپاست.

۳) دین اسلام که اکثر طرفداران ان در شرق بوده.

امیل دورکم (۱۹۱۷-۱۸۵۸) از نظر امیل جامعه شناس فرانسوی «دین عبارت است از نظامی واحد و به هم پیوسته از عقاید و اعمال منتسب به امور مقدس، یعنی اموری که مجاز و ممنوع می سازند. این عقاید و اعمال هنگامی که در یک هیأت معنوی واحد به هم می پیوندند، تشکیلات دینی نامیده می شوند، از کتاب کیان ص ۲۲

هربرت اسپنسر (فیلسوف مشهور انگلیس «ذات دین، ایمان به این است که همه چیزها تجلیات قدرتی هستند که فراتر از حد معرفت ماست.

فیلسوف و دین شناس آلمانی «شلایر مافر»

«دین، عبارت است از احساس وابستگی مطلق به چیزی دیگر»

ماتیو آرنولد شاعر انگلیسی ارابه داده است! «دین همانند اخلاق است که احساس و عاطفه به آن، تعالی، گرما و روشنی بخشیده است.

دین از نظر علمای انقلابی

«دین» از نظر علامه سید محمد طباطبایی در تفسیر المیزان ص۱۸۷ ج۲

«دین آن روش مخصوص است در زندگی که صلاح دنیا را به طوری که موافق کمال اخروی و حیات دایمی حقیقی باشد تأمین می کند، پس در شریعت باید قوانین وجود داشته باشد که روش زندگانی را به اندازه احتیاج روشن سازد.

«محمد تقی مصباح یزدی» در کتاب آموزش عقاید:

«دین اصطلاحات به معنای اعتقاد به آفریننده ای برای جهان و انسان و دستورات عملی متناسب با این عقاید است.

دین در جهان هستی به چه صورت بوده هست!

۱) جماد پرستی:

از همان آغاز: یعنی هنگامی که آدمی در غارها به سر می برد و همه وسایل زندگی خود را از سنگ  می ساخت بزرگترین و سودمندترین چیزی که به نظرش می رسید کوه بود و چون در دل کوه جای داشت آن را مادر آفرینش و خدای خود نامید و به ستایش پرداخت.

اگر انسان روزی هنگام خروج از غار با انسان دیگری رو به رو می شود که برای کشتنش سنگی به سو او پرتاب می کرد و آن سنگ جلوی غار به سنگ دیگری بر می خورد و انسان آن سنگ جلو غار را نجات دهنده خود می شمرد و هر روز قدری از غذای خود را به رسم هدیه، نثار آن سنگ نجات دهنده می کرد و آن سنگ را می ستود.

نکته: (که البته هنوز هم انسان دست از سنگ پرستی برنداشته و چه جان ما و مال ما که هر روز نثار سنگهای رنگینی به نام جواهرات می شود!)

۲) گیاه پرستی:

پس از آن، انسان هر درخت و گیاهی را که در محیط خود یافت و از آن روزی خود را به دست       می آورد آن درخت یا گیاه را به دیده احترام نگریست و برایش گرامی و مقدس می شد.

۳) جانور پرستی:

سپس هر حیوانی که بهتر و بیشتر به آدمی خدمت می کرد واو از گوشت و پوست و پشم و ستیرش بهره می گرفت،آن حیوان را مقدس شمرده وآن را توئم خود وقبیله خویش قرار می داد. مثل گوساله پرستی

۴) قهرمان پرستی:

آنگاه نوبت به ژرستش قهرمانان رسید، یعنی کسانی که بهتر و بیشتر وسیله پیروزی قوم را در برابر حمله دشمن یا رویارویی با بلاها فراهم می ساختند. چنین کسانی گاه پس از مرگ هم مورد ستایش قرار     می گرفتند و به مرتبه خدایی می رسیدند مثل (فرعون و نمرود)

۵) چند خدایی یا شرک

هنگامی که انسان به پژوهش درباره طبیعت پرداخت، برای هر یک از پدیده های زمینی یا آسمانی آفریننده و گرداننده ای تصور کرد و به این ترتیب قایل به شرک شد.

۶) تثلیث:

بعد قرن ها گذشت تا انسان همه آن خدایان را به سه خدای «آفریننده» «نگهدارنده» «میراننده» کاهش دادند. به عنوان مثال هندوییسم به سه خدا می گویند: برهما، ویشنو و شیوا به این ترتیب انسان سه گانه پرست شد.

۷) ثنویت:

بعد نوبت به دو خدایی رسید، خدای آفریننده همه چیزهای نیک و خدای آفریننده بدی ها مثل قوم قریش قبل از بعثت

۸) توحید یا یکتاپرستی:

آخرین مرحله یا سیر و تحولی که برای دین در تاریخ ادیان به چشم می خورد، مرحله اعتقاد به خدای واحد است که توسط پیامبر اسلام (حضرت محمد مصطفی(ص) به بشریت عرضه شد.

توجه: که مختصری از ادیان گذشته بوده است.

ادیان زنده جهان:

۱) هندوییسم (Hinduism)

هندوییسم را از تمام ادیان جهان کهن تر دانسته و که    امروزه مورد پرستش از فرقه ها گرفته شده است.

۲) بودیسم (Bodhism)

دین بودایی همانند دین(جین) یکی از شاخه های هندوییسم است.

۳) جین یا جینیم (gainim)

 

۴) دین زرتشت:

دین زرتشت یکی از کهن ترین ادیان جهان تلقی می شود که حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح قید شده است و تأثیر بسیاری در ادیان بعد از خود داشته است از جمله آتش پرستی.

۵) دین یهود:

که توسط حضرت موسی به قوم بنی اسرائیل عرضه شد که سه ستون اصلی دارد که عبارتند از:

۱) یهوه (خدا)    ۲) میثاق (   )     ۳) تورات (قانون) که یمود فرقه فراماسونری را به وجود آورده است.

۶) دین مسیحیت:

که توسط حضرت عیسی به قوم بنی اسرائیل که جمعیت قابل توجهی از مردم جهان به خصوص غرب از این دین همایت می کنند.

۷) دین اسلام:

که توسط حضرت محمد مصطفی(ص) به مردم جهان عرضه شد.

«این مطلب مقدمه بود برای شیطان و شیطان پرستی»

 

 

 

شیطان:

شیطان که راه برای خدا فروشی بازتر از تصور خویش دید و جهل و نادانی بنی آدم را وسیله خوبی برای بهره برداری خویش یافت، پیش خود گفت: این بنی آدم که به راحتی سر تعظیم در برابر خدایانی هم چون سنگ، چوب، خورشید، ماه، ستارگان، گوساله و آلت تناسلی فرود می آورند چگونه می شود که خدایی مرا نپذیرند!!

عده ای از انسان ها به پرستش شیطان که دشمن بارز و آشکار خدا و انسان است روی آوردند و مکتبی را راه انداختند و اعلان جنگ با خداوند یکتا نمودند. اگر خدا منبع روشنایی و خیر است، تمام تاریکی ها و شرور در خانه ی دشمن خدا یعنی شیطان جمع گردیده اگر خداوند انسان ها را دعوت به رسیدن به عزّت آرامش می کند شیطان انسان ها را دعوت به ذلّت و سرکشی می نماید.

سخن به مطلب تنفیق:

شعر:

اول آن کس کاین قیاسک ها نمود                          پیش انوار خدا ابلیس بود

گفت نار از خاک بی شک بهتر است                      من ز نار و او از خاک اکدر است

پس قیاس فر بی اصلش کنیم                                   او ز ظلمت ما زنور شنیم

آیه: قال یا بلیس ما منهک أن تسجدَ لما خلقت بیدی أستکبرت أم کنت من العالمین(۷۵) قا انا خیرمنه خلقنی من نار و خلقنه و من طین(۷۶) قال قا فرج منها فانّک رجیم(۷۷) و انّ علیک هنتی الی یوم الدین(۷۸)

خدا فرمود ای ابلیس مانع تو از سجده کردن به آن چه من با قدرت خود آفریدم چه بود؟ آیا تکبر ورزیدی یا تو از موجودات با عظمت بودی؟ گفت: مرا از آتش و آدم را از گِل آفریده ای. خداوند فرمود از این نظان عالی بیرون شو تو مطرودی تا روز رستاخیز لعنت من بر تو باد. (سوره(ص) ۷۵-۷۸

فاذا نفغ فی الصّور فلا أنساب بینهم یومَئذِ و لا یتساءَلون (مومنین/آیه۱۱)

هنگامی که درصوردمیده شود،هیچ گونه نسبی درآن روزمطرح نیست وآنان از نسب سؤال نخواهد شد.

و ما منّا الّا مقام معلوم(۱۶۴) و انّا لنحن الصافّون(۱۶۵) و انّا لنحن المسبحون

کسی که از ما نیست مگر این که مقام معینی دارد ما در پرستش خداوند صف کشیده گانیم. ما هستیم که خدا را تسبیح می کنیم. سوره صافات/آیه ۱۶۴-۱۶۶

بس قیاس فرع بر اصلش کنیم                       ارز ظلمت ما ز نور روشنیم

نباید اصل و آغاز وجود یک موجود را منفور کنیم بلکه بایستی در راه تکامل به کجا می رسد.

 

آقای علامه جعفری می فرماید که:

آن چه در این مورد اهمیّت دارد این است که باید بدانیم که جریان تکامل موجودات تمام ارزش خود را از کاری که در استوار حرکت انجام می دهد دریافت می کند.

اگر یک دانه گندم بتواند آگاهی داشته باشد و بگوید: من که دانه گندم به طور مطلق موجود با ارزش هستم من می توانم با افزایش طبیعی زمین پهناوری را پر از محصول گندم کنم، این گفتار گندم به نظر به اصل با ارزشی که دارد نمی تواند ملاک تمام موجودیت او در امتداد حرکتش بوده باشد زیرا اگر گندم کاشته شود ولی به موانع طبیعی برخورد کند مثلاً آب به او نرسد یا خاک دارای مواد سمی بوده باشد نمی تواند به جریان روییدن ادامه داده و سنبل های بی شماری را به وجود بیاورد پس فرض کنیم که آتشی که «اصل شیطان بود» با ارزش تر از خاک باشد که اصل آدم بوده است ولی پاکی این گوهر هیچ گونه دلیل بر عظمت موجود شیطانی در راه تکامل نمی شود، زیرا، آتش را که عظمت تر از خاک می داند بایستی این را هم بداند که تمام ارزش ها رو اقضیات در دست و قدرت نداده و وصول به عظمت و ارزش را خداوند در تمام حرکت به نهایت موجودیت مقرر فرموده است.

از همین اصل یک نتیجه بسیار اجتماعی و اخلاقی که می توان گرفت که می گوید: انسان تحرک در جاده تکامل نبایستی بنشیند و با خود بگوید: چون فرزند فلان شخصیت هستم و نسب من خیلی اصل دارد پس من می توانم به دیگران برتری داشته باشم.

نکته: متأسفانه با تمام پیش رفت هایی که به جهان بشریت نصیب شده است هنوز نسب پرستی با شدیدترین وجه در جوامع زیادی حکم فرما است.

دریقا که فرد انسانی با توجه به این که تنها کار و تکیه بکار مقدس است و همین کار است که گوهر گران بهای بشری را در حرکت به سوی ابدیت بارور خواهد ساخت، با این حال تکیه به امور خرافی و واهی کرده می گویند:

دیگران بکوشند و من دارای فضیلت باشم زیرا که: نیکان من چنین و چنان بوده اند.

پرستش نسب و اصل نه تنها کسی را که نه نیاکان خود می بالد از شخصیت ساقط کرده و عضو فلج اجتماع می کند، بلکه بت پرستی را به شکل یک سنت اصیل درآورده و این اصل را که تنها ارزش انسانی با       و تقوی به باد فنا می دهد.

لیک با خورشید و کعبه پیش رو                   این قیاس و این تحری را مجو

قیاسات و کاوش های عقلانی به وجود مشاهدات عینی می موده گمراه کننده است.

اگر این مسئوله برای فرزندان آدم حل و فصل گردد که نهایت همه شناسایی ها و عالی ترین آن ها عبارت از دیدن و لمس کردن است دشوارترین مسئله کردان گیر تواریخ بشری گشته است از کابوس فلسفه ها رخت بر می بندد که برای توضیح این مسئله می گوئیم که:

آن نزاع قدیمی همان فلاسفه و متفکرین در ارزیابی عقل و حس یک مشاجره و کاملاً بی ثمر است که نمی تواند در قلمرو شناسایی ها دردی را دوا کند.

ما بایستی این حقیقت را بپذیریم که احساس مستقیم اشیاء است که می تواند حقیقت دانش را در ما ایجاد کند، اگر به جهت بازیگری حواس مجبوریم همواره از کله نسبیت بهره برداری کنیم، زیرا شناسایی یک حقیقت به طونسی خیلی کامل تر و قاطعانه تر از شناسایی عقلانی تجربه یدی است که در عین حال نمی تواند خود را بازیگری حواس نجات بدهد در انواعی از اختلاطها و اشتباهات را هم در درون پهناور و عمیق انسان بر بازیگری حواس اضافه می کنند. پس از روشن شدن این اصل می گوییم تماس ما با اشیاء به وسیله حواسی نه از آن جهت شایسته تر و قاطعانه تر است که ما می توانیم به جهان هستی مشرف شده اطلاع کامل بدست بیاوریم، بلکه از این جهت است که دیدن یا لمس کردن یا چشیدن در حقیقت آنچه را که در شرایط معین در اختیار ما قرار گرفته است به ما قابل درک می سازد.

پس درک مستقیم طبیعی تر و اطمینان بخشی تر از بازی گرهای عقل نظری است که همواره انسان ها را به خود مشخول می دارد و اغلب جز ورزش ذهنی نتیجه ای نصیب آدمیان نمی سازد. اگر چند قرن به عقب برگردیم این مسئله را در قرن وسطی کاملاً خواهیم دید که افکار بسیار بزرگی در آن دوره ها به جهت کم کردن راه شناسایی اصیل علم و تمدن نوع بشری را قرن ها به عقب انداخته با دل خوشی به بازی الفاظ زیبا و لغات فریبای فلسفی تجریدی حتی گاهی هم در راه اعتلای بشری از راه شناسایی بر نداشته اند.

خلاصه مطلب:

دفاع فلسفی از شناسایی حسی تنها برای این است که آدم درک کننده را به طور مستقیم با اشیاء در تماس می گذارد، البته مقصود از مستقیم این نیست که       برای انسان، همه جانبه مطرح می شود بلکه مقصود این است که آن چه را که بشر برای شناسایی در اختیار دارد به عنوان وسیله منحصر و نزدیک به واقع مورد بهره برداری قرار می دهد. در صورتی که شناسایی های عقلانی و قیاسات فنی از درک ما را بی نصیب می کند.

بر بدی ها بدان رحمت کنید                    بر منی و خویش بینی کم نشید

مبادا به خودپرستی تکیه کرده و اشخاصی را که بد شده اند یا بدنما، هستند ملامت کنید، بلکه به آن ها رحم داشته باشید.

انسان بر بدن خود گوشت و پوست و رگ و استخوان و خونی دارد و بایستی به آن ها هم بپردازد. بدن مادی شما مطابق طبیعت خود احتیاج به رسیدگی دارد. به لذایذ و خوشی های آن در حدودی که شخصیت شما را نیست و نابود نکند بپردازید، اما متوجه باشید که همه موجودیت شما آن نیست که تن پروری کنید.

هر چه که طبیعت حیوانی شما تقاضا کرد اطاعت کنید و بدانید که اگر تنها به طبیعت حیوانی خود پرداختید بدون تردید شما را از خود بیگانه شده، رو به سقوط خواهید رفت.

اما این مطلب را هم بیاد داشته باشید که هر سقوطی نابودی حقیقی نیست، بلکه به قول ویکتور هوگو یا یک آگاهی مختصر خواهید دید که با سقوط بزانو به سجده نزدیک شده اید، از این رو هرگز مصیبت شما را دچار نا امیدی نباید بسازد، به همین دلیل عصیان و زشتی دیگران را هم سقوط نهایی تلقی نکنید، زیرا چه بسا که آن سقوط بزانو آن ها به سجده خواهد کشانید.

اگر درست تحلیل کنیم خواهیم دید که ممکن است باعث سقوط او خود ما بوده ایم و به قول ابوالمتامیه:

لن یصلح الناس وانت فاسد                   هیهات ما ابهدماتکابد

(چون تو در فساد غوطه وری هرگز مردم اصلاح نخواهند شد، اگر چنین گمان کنی که با این که تو در فساد غوطه وری مردم دیگر اصلاح شوند، یک کوشش کاملاً ممکن است اگر بدی آن بیهوده و دور از مقصدی را در پیش گرفته ای ممکن است اگر بدی آن فرد را مورد دقت قرار بدی، بر تو روشن شود که علل اجباری و اضطراری در کار بوده و او ما اختیار خویش به تباهی سقوط نکرده است.

چنان که احتمال می رود که تو تنها صورتی را می بینی، آن فرد با توجه واقعیات بیشتر مرتکب فعل بد نما شده است.

اگر فرض کنیم که واقعاً شخصی کار زشتی انجام داده است آیا به مجرد دیدن کار زشت بایستی آن فرار از انسانیت ساقط کنیم؟ یا بگوییم که: این شخص هم مانند ما در حال صعود به قله مرتفع تکامل است و او که سزاوار داشتن نیرو برای صعود به قله انسانیت بوده است زیرا خداوند او را آفریده پس سزاوار این است که من در این صعود او را که در این راه و دشوار فلج بهبودی به خشم و از بار سنگین او بردارم تا بار خودم نیز سبک شود.

 

** تفسیر ابیات **

اولین شخص که از این قیاسات سست و بی پایه نمود شیطان بود که در مقابل خداوند اظهار فضل کرده و گفت: اکنون که ما در اصل با یکدیگر مختلف هستیم و من به آدم برتری دارم پس حالت فعل را که به منزله فرع آن دو اصل است به همان اصل مقایسه می کنیم در نتیجه من نبایستی به آدم سجده کنم مگر خاک ظلت و آتش نور نیست! خداوند می فرماید: آن چه که باعث کمال یک موجود است آن نیست که اصل او به کجا منتهی می شود. بلکه موجودیت فعلی را بایستی منظور کرد که چگونه تحصیل شده و در این موجودیت چه می خواهی؟ و چه می کند؟ تو گمان می کنی که مسئله فضیلت و کمال از متوله میراث های این جهان فانی است که بایستی با محاسبه نسب تقسیم شود؟ فضیلت و تقوی میراث پیامبران الهی است که وارثین آن، را دردان با تقوا می باشند.

اگر درک کنی که پسر ابوجمل با داشتن چنان نسب ثپه کار و فرومایه به چه مقامی از اسلام و تقوا رسید اگر درک کنی که فرزند نوح از گمراهان تاریخ است آن موقع مسئله نسب را مطرح          نخواهی کرد.

همین انسان که از خاک تولیده شده است به جهت کردار نیک که با تحریک عقل و وجدان انجام    می دهد با این که اصلش از خاک تیره است مانند ماه تابان روشن می شود ولی تو ای رو سیاه با این که از آتش به وجود آمده ای در ظلیات خود پرستی غوطه ور شده ای.

انسان آگاه قیاسات و کاوش های عقل نظری را تنها هنگامی که حوادث و رویدادها از حیط حواس او بر کنار شده است به کار می بندد، اما در آن حال که آفتاب را می بیند و در آن هنگام که در رو به روی کعبه قرار گرفته است، چه نیازی به قیاس و کاوش های عقل معمولی نظری خواهد داشت؟ با قیاسات بی مستند کعبه قابل مشاهده را نادیده می انگارد مانند این که از مرغ حق بانگی بشنوی و همان بانگ ظاهرش را یاد گرفته برای خود مبنای قیاسات قراردادی، آن گاه حالات زودگذر را مانند پدیده های ذاتی برای انسان یا جهان گمان کنی «اولیاالله» برای خود اصطلاحات مخصوصی دارند و بی خبران را اطلاعی از آن ها نیست. مانند آن کسی که تنها از صدا به گمان خود منطق الطیر آموخته است، صدها قیاسات و گمان های بی پایه را برای خویشتن می اندازد، هم چنان که آن بیمار چه جور از عیادت کننده خویش رنجید بود تو هزران دل ما را با پندارهای مستانه هود خسته و رنجور مکن

مبادا شما هم با یک گمان یا یک صوت خود را از مقاسات اعلای روحانیت ساقط کنید. گیرم که شما مانند دو فرشته هاروت و ماروت هستید در عالی ترین جهان، جهان ملکوتی صف کشیده و در تسیح و تحلیل خداوندی زندگی می کنید باز آگاه باشد و با پرستش خویشتن از خود بیگانه نشوید.

آن دو فرشته می گفتند خداوند اتمام فرمان ها از آن توست اگر کسی را امان ندهی از کجا امان خواهد یافت. این مطالب را می گفتند و دل های آنان در درونشان می تپید و می گفتند: ما هرگز بدکار       نمی شویم و بندگان نیکوی خداوند هستیم آنان در دل خود به فرزندان خاکی این زمین می گفتند ای زائیده شدگان عناصر شما از قدسی و پاکیزگی عالم روحانی که ما جز آن هستیم بی خبرید این ماییم که بر تارک این گردون بسیار بلند پرده ای می زنیم و بر می گردیم و در زمین که جایگاه شما است سرا پرده های دیگری نصب می کنیم.

آن دو فرشته با یک دیگر می گفتند: بر ما یا کی نیست، زیرا سرشت و خمیره ما مانند این زادگان عناصر از آب و خاک نیست.

این ماییم عدالت می ورزیم و عبادت حق تعالی را به جا می آوریم و باز شبانگاه به سوی ملکوت خداوندی پرواز می کنیم. این است که ما اعجوبه (شگفت انگیزترین موجودات زمان) هستیم.

نکته: این دو فرشته در میان زمین و آسمان می گردند از روی بی توجهی بود و نمی دانستند که این آسمان رفتن غیر از آسمان رفتن انسانهای زمینی است.

کوشیدن و از زین بلند شدن و به آسمان رسیدن تفاوت زیادی با آن آسمان رفتن دارد که اختیاری و کوششی را نیازمند نمی باشد.

مثنوی معنوی

تفسیر علامه محمد تقی جعفری

جلد۲ ص ۵۷۶ الی ۵۸۵

در قرآن گاه که شیطان مترادف با ابلیس آمده است (بقره/۳۶ و اعراف/۲۰ و طه/۱۲۰) و ابلیس نام خاص است برای موجودی که از فرمان خدا سرپیچی نمود و از درگاه ربوبی رانده شد و نیز اسم       هام ات برای شیاطین

ابلیس (شیطان) موجودی است از آفریده های پروردگار که مانند انسان دارای اراده و شعور بشر را دعوت به شر نموده و به سوی گناهان سوق می دهد این موجود قبل از این که انسانی به وجود آید با ملائکه می زیسته و هیچ امتیازی از آنان نداشته پس از این که آدم(ع) پا به عرصه وجود گذاشت وی از صف فرشتگان خارج شده بر خلاف آنان در راه شر و فساد افتاد و سرانجام کارش به این جا رسید که تمامی انحرافها و شقاوت ها و گمراهی ها و با مللی که در بشر به وقوع می پیوندد کمال و مقام قروب پروردگار راه یافته و می یابد هدایتش به یک حساب هستند به آن ماست. تفسیر المیزان/ج۸ ص ۵۸

نکته: ابلیس چند بار در قرآن به کلمه ابلیس یاده بار و نُه بار به آفرینش آدم است.

در سوره های (بقره/۳۴) و (حجرا/۳و۳۲) و (اعصرا/۹۱) (کهف/۵۰)  (طه/۱۱۶) (ص۷۴ و ۷۵) که دو مورد به غیر از آفرینش آدم ندارد شعراء/۹۵ و سباء/۲۰

(دایره المعارف بزرگ اسلامی/ص۵۹۲)

در قرآن مجید در ۶۹ مورد کلمه شیطان با لفظ مفرد و ۱۸ مورد شیاطین با لفظ جمع آمده است.

ترجمه و تفسیر نهج البلاغه (مرحوم محمدتقی جعفری (ج۲۴/ص۸۸)

نگارنده :محمد جواد اورنگ


 
 
همه چیز درباره شیطان پرستی
نویسنده : محمد امین کاظمی - ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩۱
 

گفتگو با حجت الاسلام ادبی


شیطان‌پرستی، به عنوان یکی از این مکاتب
نوپدید دینی است که بحث اصلی این گفت‌وگو نیز می‌باشد.شیطان کیست و یا چیست؟ از
انسان چه می‌خواهد؟ انسان از پرستش شیطان چه هدفی را دنبال می‌کند؟

 

بقیه در  ادامه ی مطلب


 
 
نمادهای شیطان پرستی+ تصاویر
نویسنده : محمد امین کاظمی - ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩۱
 

تبیان: شیطان پرستی جدید به خدایی اعتقاد ندارد و شیطان را تنها نوعی کهن نماد (
archetype ) می داند و انسانها را تنها در برابر خود مسئول میداند و اعتقاد دارد که
انسان به تنهایی می تواند راه درست و غلط را تشخیص دهد به همین دلیل هم این اعتقاد
بیشتر به عنوان یک اعتقاد فلسفی شناخته می شود .

شیطان در این اعتقاد نماد نیروی تاریکی طبیعت ، طبیعت شهوانی ، مرگ ، بهترین
نشانه قدرت و ضدمذهب بودن است.

این اعتقاد دارای شاخه های متعددی است اما می
توان گفت جز یکی دو نوع آن همگی دارای اصول زیر می باشند:

Atheism - : خدایی در شیطان پرستی وجود
ندارد.

Not dualistic - : روح و جسم غیرقابل دیدن
هستند و هیچ جنگی بین عالم خیر و شر وجود ندارد.

Autodeists - : خود پرستی ، خدایی جز خود انسان
وجود ندارد و هر انسانی خود یک خداست.

Materialistic - : اعتقاد به اصالت
ماده

- وابسته به راه چپ بودن در برابر راه راست که راه خدایی است .

- ضد مذهب بودن خصوصا مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند.

- عدم پرستش شیطان زیرا شیطان جسم نیست و وجود خارجی ندارد.

- اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن زیرا تمام خوشی دنیایی است و این
خوشی ها خصوصا لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند و به هر
شکلی انجام آنها لازم و ضروری است .

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان‌پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و
شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است .

در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر ، ‌گردنبند ، تصاویر بر روی
دست‌بندها ، پیراهن ، شلوار ، کفش ،‌ ادکلن ، ساعت و ... درج شده و از جمله به
ایران اسلامی نیز راه یافته است ، مورد بررسی و معرفی قرار می‌گیرد :

نمادهای شیطان پرستی
نمادهای شیطان پرستی

 

 

اگر نوشته وسط نماد یعنی (Satanism) به معنای شیطان‌گرایی به همراه دایره حذف
کنیم ، آن وقت یک ستاره پنج‌ضلعی بر جای می‌ماند که همان نشانه ستاره صبح یا
پنتاگرام (pentagram) باقی می‌ماند .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

این سمبل نیز همان پنتاگرام است ، با فرق اینکه انواع آن گاه پنج‌ضلعی وارونه
(snvertedpentagram ) یا دیو (Buphomet ) و به شکل در میان نمادهای شیطان‌پرستان به
چشم می‌خورد .

 

برخی از شیطان‌گرایان محدوده جغرافیایی « تحت سلطه » این نماد و در واقع منطقه
نفوذ شیطان‌گرایی را در نقشه ذیل توصیف می‌نمایند . (محدوده در ایسلند و اروپا)

نمادهای شیطان پرستی

درمیان پنتاگرا‌های قبلی تصویر سر یک بز تعبیه شده است که اقدامی ضد مسیحی ، ‌به
این معناست که مسیحیان معتقدند که مسیح همچون یک بره برای نجات ایشان قربانی شده
است و با توجه به اینکه ایشان بز را نماد شیطان و در برابر بره می‌دانند این آرم را
انتخاب کرده‌اند.

نمادهای شیطان پرستی

 

666: یک سمبل با عنوان « شماره تلفن شیطان » توسط گروه‌های هوی متال وارد ایران
اسلامی شده اما در حقیقت علامت انسان و نشانه جانور در میان شیطان‌پرستان تلقی
می‌شود و براساس مکاشافات 13:18 « ... پس هر کس حکمت دارد عدد وحش را بشمارد ،زیرا
که عدد انسان است و عددش 666 است . »  از سال‌ها پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف
بر روی دیوارهای شهرهای بزرگ کشور مشاهده می‌شد .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

صلیب وارونه (upside down cross ) : این نماد و حکایت از « وارونه شدن مسیحیت
دارد » و عمدتا استهزا و سخره گرفتن این دین  است . صلیب وارونه در گردن بندهای
بسیاری مشاهده شده و خواننده‌های راک انواع مختلف آنرا به همراه دارند .

 

 

 

نمادهای شیطان پرستی

 

نماد صلیب شکسته یا چرخ خورشید (swastika or sun wheelc) : چرخ خورشید یک نماد
باستانی است که در برخی فرهنگ‌های دینی همچون کتیبه‌های بر جای مانده از بودایی‌ها
و مقبره‌های سلتی و یونانی دیده شده‌است .

لازم به توضیح است این علامت سال‌ها بعد توسط هیتلر به کار رفت ،‌ لکن برخی با
هدف به سخره گرفتن مسیحیت این سمبل را وارد شیطان‌پرستی کردند .

نمادهای شیطان پرستی

 

چشمی در حال نگاه به همه جا (All seeing Eye) : چشم در برخی نمادهای روشنفکری
نیز به کار می‌رود . اما شیطان‌پرستی اعتقاد دارند چشم در بالای هرم « ‌چشم شیطان »
است و « بر همه جا نظارت و اشراف دارد » .

این علامت در پیشگویی ،‌ جادوگری ، نفرین‌گری و کنترل‌های مخصوص جادوگری مورد
استفاده قرار می‌گیرد .گفتنی است این نماد بر روی دلار آمریکایی به کار رفته است
.

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

 

این نمادها به انگلیسی (Ankh) انشاء‌می‌شود و سمبل شهوت‌رانی و باروری است .

این نمادها به معنای روح شهوت زنان نیز تعبیر می‌شود . امروزه نماد “ فمنیسم “
در واقع یک نماد برداشت شده دقیقا از سمبل‌های شیطانی است .

 

 

 

 

پرچم رژیم صهیونیستی : قابل توجه جدی است که رژیم صهیونیستی علاوه بر حمایت‌های
آشکار و پنهان ،حتی از قرار گرفتن نماد رسمی کشور نامشروعش در کانون علائم
شیطان‌گرایان نیز پرهیز ندارد .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

ضد عدالت (Anti justice) : با توجه به اینکه تبر رو به بالا نماد عدالت در روم
باستان به شمار می آمده است شیطان‌پرستان تبر رو به پایین را با عنوان نماد ضد
عدالت در راه پیمودن مسیر تاریک انتخاب کرده‌اند .

همچنین گفتنی است که فمنیست‌ها از دو تبر رو به بالا به معنی مادر‌سالاری
باستانی استفاده می‌نمودند.

 

 

 

نمادهای شیطان پرستی

 

سر بز (Goat Head) : بز شاخدار ، ‌بز مندس mendes (همان ba"al بعل خدای باروی
مصر باستان) ، ‌بافومت ، خدای جادو ، scapegoat (بز طلیعه یا قربانی) این یکی از
راه‌های شیطان‌پرستان برای مسخره کردن مسیح است زیرا گفته می‌شود که مسیح مانند
بره‌‌ای برای گناهان بشر کشته شد . همانطور که در توضیح نمادهای اول اشاره شد ،‌این
نماد تصویر کاملی است از بز قرار گرفته در نماد پنتاگرام .

نمادهای شیطان پرستی

 

 

 

هرج و مرج (Anarchy) : این نماد به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت
بر این امر دارد که « هر چه تخریب کننده است تو انجام بده » این نماد عمدتا مورد
استفاده گروه‌های هوی‌متال است .


 
 
مقاله ای کامل درباره ی شیطان پرستی در ایران1
نویسنده : محمد امین کاظمی - ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳٩۱
 

از ابتدای پیدایش انسان تا به حال شیطان‌پرستی به شکل‌ها و  گونه‌های مختلف وجود داشته است. به همین خاطر محققان برای تفکیک خصوصیات و  ویژگی‌های آنها انواع مختلفی از آن را با نام‌های شیطان‌پرستی دینی، شیطان‌پرستی  گوتیک، شیطان‌پرستی فلسفی و ... برشمرده‌اند.

شیطان‌پرستی رایج در دنیا در حال حاضر منسوب به تفکرات شخصی  به نام آنتوان زندورلاوی است که کلیسای شیطان را در سال 1966 بنیان نهاده  است.

در حال حاضر شیطان‌پرستی در دنیا توسط 3 دروازه یا بهتر  بگوییم 3 عامل یا حامل وارد کشورها می‌شود:

1 - کلیساهای شیطانی

2 - جادوگری

3 - موسیقی بلک متال

ما در ادامه به توضیح یک یک آنها می‌پردازیم و خواهیم گفت که  شیطان‌پرستی توسط کدام یک از آنها به کشور ما وارد شده است و چه خصوصیاتی  دارد.

کلیسای شیطان

اولین کلیسای شیطانی را آنتوان زندورلاوی تاسیس کرد. در افکار  و عقاید او انسان‌محور و مرکز عالم هستی است و این انسان است که خدا را می‌سازد. او  به ولایت کسی یا چیزی با نام شیطان اعتقاد نداشته و انسان را حاکم بر خدا و شیطان  می‌داند.

 

ادامه توی ادامه ی مطلب